نوامبر 10, 2008 با moamma
از نظر فن مدیریت رسانه، به جرأت میتوان گفت الف از بهترین رسانههای خبری-تحلیلی است. ساختار ساده و نچندان پیچیدهی آن، استفاده از بسته آماده و متن باز جوملا و همچنین مشارکت دادن فوق العاده بینندگان در بحثها از جمله ویژگیهای مشهود در آن است. از جنبه خبری-تحلیلی الف یک رسانه منتقد دولت به حساب میآید. بیش از آنکه از محاسن بگوید، معایب را خاطر نشان میسازد ولی به دلیل اصولگرا بودن گردانندگان آن، این اشکال میتواند قابل اغماض باشد!
«الف» آرمانخواه
خیالم بود که انتقادات الف به دولت اغلب اوقات پایهی آرمانخواهی داشته و دارد. بر ملا کردن راز جعلی بودن مدرک آقای کردان و انتقاد به سخنان گزاف آقای مشایی مسائلی از این قبیلند که خوب هم بود و باید هم باشد.
و اما «ب» بهانهگیر
انحراف الف زمانی مشخص میشود که نقدهایش بیشتر حاوی ذکر معایب است و این دوست اصولگرا محاسن دوستان اصولگرایش را نمیبیند! گفتم ب بهانهگیر، چرا که هر روز دنبال سوژهایست تا با دولت و رئیس جمهور در بیافتد و خود را از رئیس جمهور انقلابیتر نشان دهد. این اشکالی ندارد. اما الف باید بداند که رهبری انقلاب در هفته دولت در دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت فرمودند: “خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد. هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند؛….مسئلهى اعادهى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمندهى اظهارات و جايگاه خود نباشد.”(1)
بهانه تازه الف (2)، (3) و (4)
بهانه تازه الف نامه آقای احمدی نژاد به اوباماست. میگوید آقای احمدی نژاد عزت مردم را از بین برده و سیاستی جدید اتخاذ کرده است که با آرمانهای انقلاب نمیخواند. من متاسفم که الف مطلبی به این سادگی را نفهمید که در سیاست خارجی باید زیرکی مناسب داشت. باید اذهان عمومی را با محبت ورزی ایران آشنا کرد. و الا آقای احمدی نژاد بهتر میداند که اوباما انتخابش اساسی عدالت محور نداشته و میداند آخرش باز هم این آمریکا شیطان بزرگ است. ولی گاهی با یک نامه یا صد نامه میتوان شیطان را در فشار رسانهای قرار داد. متاسفم که الف اصولگرای تحولخواه این نکته ظریف را درک نکرد.
طرح سؤال
سؤالی که در اینجا مطرح است این است که هدف الف از این ظاهر آرمانخواهی چیست؟ آیا میخواهد به اثبات رساند که آقای احمدی نژاد مرد میدان نیست؟ آیا میخواهد انتخابات آینده را به دست گیرد یا اینکه میخواهد آن را متزلزل کند؟!
انسان بی عیب نمیشود مگر معصوم باشد. چرا انقدر ایرادات سطحی میگیریم؟ آیا این جز ورود نفسانیات به فضای رسانه است؟ آیا این جز ناشکری و توجه نکردن به سخنان رهبر انقلاب است؟
مطالب مرتبط:
1- سخنان رهبر انقلاب در جمع رئيسجمهور و اعضاى هيئت دولت
2- نامه توکلی به احمدینژاد درباره نامه به اوباما
3- در انتقاد از اقدامات جنجالی سیاسی؛ ضرورت بازگشت به خط خدمت
4- دل بستن به سراب
برچسبها: اصولگرای تحول خواه, الف
ارسال شده در اصولگرای تحول خواه | دیدگاهها خاموش
اکتبر 30, 2008 با moamma
“وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است كه علاوه بر آنكه شماها و كارمندان وزارتخانهها بودجهای كه از آن ارتزاق میكنید مال ملت، و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصا مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل كردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی میشود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بود كه پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از كشور و ذخائر آن كوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها كنار گذاشته میشوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمكار به جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال مینمایند. بنابر این حقیقت ملموس، باید كوشش در جلب نظر ملت بنمایید و از رفتار غیر اسلامی-انسانی احتراز نمایید.
و در همین انگیزه به وزرای كشور در طول تاریخ آینده توصیه میكنم كه درانتخاب استاندارها دقت كنند اشخاص لایق، متدین، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در كشور هر چه بیشتر حكمفرما باشد. و باید دانست كه گرچه تمام وزیران وزارتخانهها مسئولیت در اسلامی كردن و تنظیم امور محل مسئولیت خود دارند لكن بعضی از آنها ویژگی خاص دارند؛ مثل وزارت خارجه كه مسئولیت سفارتخانهها را در خارج از كشور دارند. اینجانب از ابتدای پیروزی به وزرای خارجه راجع به طاغوتزدگی سفارتخانهها و تحول آنها به سفارتخانههای مناسب با جمهوری اسلامی توصیههایی نمودم ، لكن بعض آنان یا نخواستند یا نتوانستند عمل مثبتی انجام دهند. و اكنون كه سه سال از پیروزی میگذرد اگر چه وزیر خارجه كنونی اقدام به این امر نموده است و امید است با پشتكار و صرف وقت این امر مهم انجام گیرد.”(1)
تکلیف آقای علی کردان:
باید كوشش در جلب نظر ملت بنمایید و از رفتار غیر اسلامی-انسانی احتراز نمایید
این در حالی است که رفتار غیر اسلامی-انسانی آقای کردان که همانا دروغ به نمایندگان و رئیس جمهور ملت بوده نمایان و مبرهن است. رفتارهای غیر اسلامی-انسانی دیگری نیز از گوشه و کنار شنیده میشود اما نیاز به تایید وزارت اطلاعات دارد. پس بنابراین بزرگترین اشکال ایشان دروغگویی و زیرکی کردن در جامعه اسلامی است. این در حالی است که در کوچه و بازار مردم از این دروغگویی نالانند. من فکر میکنم در این میان کوشش وزیر در جلب نظر ملت کاهش یافته است!
درانتخاب استاندارها دقت كنند اشخاص لایق، متدین، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند
این از تکالیف وزیر کشوری است که حداقل کمی خودسازی کرده باشد و اینقدر بداند که اگر مدرک سازی باعث خدمت به نظام میشود لااقل واقعی مدرک بگیرد و نه غیر واقعی. و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین. بنابر این این تکلیف بر دوش آن جناب سنگین است، ظاهرا، الله اعلم.
آقای کردان باید مردم را دانا فرض کنند نه جاهل، مردم میفهمند که ایشان دروغ گفتهاند، میفهمند که این زیرکی و مکر است. و اگر آقای کردان، رئیس جمهور محبوب و نمایندگان محترم به اتفاقاتی از این قبیل که اصول اولیه اخلاقی در آنها زیر پا نهاده میشود توجهی نکنند نتیجه اش میشود آن چیز که امام فرمودند “اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها كنار گذاشته میشوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمكار به جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال مینمایند” خدا آن روز را نیاورد که اگر به دست مردم کنار گذاشته نشدیم، به دست امام زمانمان محاکمه و کنار گذاشته شویم…
پ.ن: آقای احمدینژاد باید بیدار باشند که جریان مخالفت کننده با وزارت آقای کردان مردم هستند. به مجلس بروند و ببینند کدام جریان کارهای آقای کردان را شرعی و ماندگاری او در موقعیتش را به صلاح نظام میدانند. اینها در رسانههایشان طوری مینویسند که انگار با ماندن ایشان در مسند وزارت مخالفند ولی در پشت پرده ماندن ایشان در این مسند را آرزومندند. چرا که آشفتگی نظام در بلند مدت رویای هر شب آنهاست. آقای احمدی نژاد ما شعارهای شما را دوست داشتهایم و اکنون نیز در راستای آن شعارها فریاد برآوردهایم. خدا شاهد است که دوستدار شماییم.
(1) وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی
مطالب مرتبط:
- تصمیمات رایحه و اصلاحطلبان درباره استیضاح کردان
- كوهكن: مطالب مطرح شده درباره كردان واقعيت ندارد
- كوهكن: كردان از مديران توانمند و صادق نظام جمهوري اسلامي است
- حمایتهای صریح و ضمنی یک جریان سیاسی از آقای کردان
- باهنر: موضوع مدرک کردان بحث و جدل سیاسی است
- باهنر در واكنش به احتمال جعلی بودن مدرك كردان: فقط معصومین دروغ نمیگویند
- توصيه امام جمعه شيراز به مجلس درباره كردان
برچسبها: وصیت نامه امام و کردان, کردان, کردان و امام خمینی, کردان و اصول دین, استعفا, تکلیف کردان
ارسال شده در دولت نهم | دیدگاهها خاموش
آگوست 9, 2008 با moamma
برچسبها: مدرک جعلی دکتری, وزارت کشور, علی کردان
ارسال شده در دولت نهم | 5 دیدگاه »
جولای 24, 2008 با moamma
وقتی به تاریخ استعمار غربی از ابتدای شکل گیری آن نظر میافکنیم همه چیز را در تغییر و تحول میبینیم. از اهداف استعمارگران گرفته تا ترکیب نژادی و مذهبیشان. مثلا پرتقالی ها، اسپانیاییها و فرانسویها کاتولیک بودند، روسها ارتودوکس و آلمانیها، هلندیها و انگلیسیها پروتستان. اما آنچه تقریبا بدون تغییر باقی مانده است نقش قوم یهود در این فعل و انفعالات استعماری میباشد. عوامل زیادی این ثبات در اثرگذاری را سبب گشته است. یکی از این عوامل پراکندگی این قوم است. پراکندگی قوم یهود به هیچ وجه ناشی از بیسرزمینی آنها نمیباشد. این پراکندگی کاملا اختیاری و با هدف صورت گرفته است. به عبارتی اگر نفت در منطقه خاورمیانه نبود، آنها هرگز قسمتی از قوم خود را که عموما از یهودیان بیچیزی نیز میباشند به این منطقه کوچ نمیدادند.
افسانه آوارگی یا دوران دیاسپورا اصولا دروغی بزرگ است که این قوم برای مظلوم نمایی آنرا ساخته است. “قطعا میتوان ادعا کرد که هیچ ملتی مانند یهودیان به تاریخنگاری توجه ندارد، هیچ کس مانند آنان از تاریخنگاری به سود خود استفاده نکرده و هیچ کس مانند آنان بر تاریخنگاری جهان تأثیر نگذاشته است”. جعل دروغهای بزرگ و اسطورهسازی به همراه سرمایه گذاریها وتبلیغات پر هزینه در کنار استعداد عجیب الیگارشی یهودی در موارد فوق آنها را در جا انداختن افسانه دیاسپورا یا آوارگی قوم یهود در فرهنگها و ملتهای مختلف موفق کرده است. آنها بر خلاف سایر جوامع انسانی به سرزمینی خاص مقید نیستند. از قرون اولیه میلادی تا به امروز نوعی زندگی سیار داشتهاند. “تاریخ سازی و ترویج افسانه مظلومیت یکی از ارکان مهم این فرهنگ منحصر به فرد است که بقای یهودیان را سبب میشده و همدلی جوامع میزبان را نسبت به این مهاجرین تازه از راه رسیده جلب میکرده است”. این الگوی زیست نه فقط کاملا حسابشده واختیاری بوده بلکه این مجموعه بشری را به مجموعهای جهان وطن که در طول قرنها به یک نیروی متنفذ جهانی بدل گشت تبدیل کرده است”. به دلیل همین خصوصیت است که یهودیان به عنوان بنیانگذاران بانکداری بین المللی شناخته میشوند زیرا تنها جماعتی بودند که به دلیل حضور اعضای مختلف یک خاندان در مراکز مختلف جهان اعتبار مالی جهانی داشتند و میتوانستند با صدور یک حواله و برات مبالغ عظیمی در یک گوشه دیگر دنیا در اختیار فلان تاجر قرار دهند و بابت این اقدام که از هیچ کس دیگر جز یهودیان ساخته نبود حق العمل کلانی دریافت کنند. در حالیکه تا قبل از قرن نوزدهم میلادی حتی برای یک لرد مقتدر انگلیسی نیز ممکن نبود که در لندن یادداشتی بنویسد وحواله او مثلا در اصفهان به پول تبدیل شود”. این خصوصیت پراکندگی و جهان وطنی، آنها را در هدایت مؤثر استعمارگران به سوی کشورهای هدف و همچنین در انتخاب صحیح قربانیان، برای سودآوری هرچه بیشتر پیروز میگردانید. شاهد مثال فراوان است که به ذکر سه نمونه اکتفا میگردد”. مثلا ما میدانیم در قرن نهم میلادی این یهودیان بودند که به خلفای فاطمی تونس اطلاع دادند که اوضاع سیاسی مصر خراب است و آنان را به اشغال این سرزمین تحریک و راهنمایی کردند و پس از استقرار خلافت فاطمی در مصر نقش مهمی در دستگاه آنان به دست گرفتند. بعدها
یهودیان همین نقش را در تهاجم پرتقالیها (اولین استعمارگران دریایی که تجارت ماورای بحار را آغاز کردند) به هند ایفا کردند”. این نقش که هم زمینه سازی حضور استعمارگران در کشورهای هدف و هم جاسوسی و جمع آوری اخبار از قدرت کشورهای هدف برای درهم شکستن آنرا شامل میشود در سالهای بعد با قدرت بیشتری ادامه یافت بطوریکه “فیلیپ لاوسون در تحقیقی که درباره کمپانی هند شرقی بریتانیا انجام داده مینویسد که انگلیسیها تا اوایل قرن هفدهم چیز زیادی از تجارت بین المللی نمیدانستند. در واقع به کمک یهودیان بود که آنها توانستند تجارت خود را (بخوانید استعمار خود را) در شرق آغاز کنند و آنرا سامان دهند”. این خصوصیت از آنها انسانهایی بیریشه ساخته، در نتیجه به راحتی به اقوام میزبان خود خیانت کرده و آنها را قربانی مطامع مادی خود مینمایند، سپس با دروغ پراکنی اقوام میزبان را به یهودستیزی و یهودکشی متهم کرده و جمعیت و قدرت مالی-سیاسی اصلی خود را از آن منطقه خارج و به نقطه دیگری که از قبل زمینه حضور آنها را فراهم کردهاند منتقل میکنند. در عین اینکه مقداری از جمعیت خود را چه به صورت علنی و چه به صورت یهودی مخفی شده در فرهنگ و آداب و سنن همان قوم میزبان حفظ میکنند. به عنوان مثال کاملا طبیعی است که در صورت بهم ریختن وضع ایالات متحده آمریکا یهودیان آن کشور به بهانهای خود ساخته موج جدیدی از مهاجرت انبوه به نقطهای دیگر از جهان را آغاز کنند و سپس درباره یهودستیزی آمریکائیان فغان و شیون سر دهند، بر آنان تف و لعنت کنند و از آنها در تاریخ چهرهای زشت و خشن ترسیم نمایند.
* همه جملات قرار گرفته در بین (“)ها از مصاحبه استاد شهبازی با روزنامه همشهری میباشد که در 4 شماره و در تاریخهای 24 دی، 27 دی، 1 بهمن و 4 بهمن 1377 منتشر شده و در سایت خود ایشان با عنوان صهیونیزم و جنبش روشنگری یهود قابل استفاده میباشد.
برچسبها: قوم, یهود, یهودستیزی, آوارگی, افسانه
ارسال شده در یهود | دیدگاهها خاموش